محمد بن عبد الله بن عمر

98

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

مكة وطائف ، مقام كند وتفحّص أحوال قريش مىكند . ونامه بنوشت ، ومهر كرده ، به وى داد وفرمود : تا [ دو ] « 1 » روزه راه از مدينه نرود ، اين نامه نخواند . وبعد از آن ، چون بخواند ، [ از اين ] « 1 » نوشته كار كند . عبد اللّه ، همچنان كرد وچون نامه بگشود ، نوشته بود كه به جانب نخله رود وتفحّص كند وآنچه معلوم كند باز نمايد . وبر ياران خود زور نكند تا هر كه را رغبت بود ، موافقت كند ، وهر كه خواهد باز مدينه گردد . پس عبد اللّه حكم نوشته با ياران گفت * . همه گفتند : موافقت تو مىكنيم . در حال كه به نخله رسيدند ، كاروانى از قريش ، از جانب طائف ، مىآمد وأديم « 2 » وميويز داشتند . سلاح درپوشيدند « 3 » ، وأول واقد بن عبد اللّه ، از أصحاب سيد ، عليه السلام ، تير انداخت . وعمرو بن الحضرمي را ، كه سردار كافران بود ، بكشت . وآن‌گاه بر كاروان زدند ودو كس بگرفتند وباقي بگريختند . وعبد اللّه وأصحاب وى ، كاروان در پيش گرفتند وبا آن دو شخص گرفته ، روى به مدينه نهادند . چون به نزديك مدينه رسيدند . عبد اللّه گفت : خمسي از اين غنيمت حق سيد ، عليه السلام ، است وباقي ما قسمت كنيم . وقسمت كردند وهنوز آيت قسمت غنيمت نيامده بود . چون به مدينه رفتند ، سيد ، عليه السلام ، از بهر آن كه واقعه در ماه رجب افتاده بود ، أو را خوش نيامد وفرمود : من شما را نگفتم كه در ماه رجب جنگ كنيد ! وبفرمود ، تا آنچه از كاروان ستده بودند با آن دو أسير ، به موقوف دارند وتصرّف نكنند . وعبد اللّه وأصحاب وى دل‌تنگ بودند وكافران قريش طعن مىكردند كه محمد وأصحاب وى حرمت ماه رجب نگاه نداشتند . وكفار قريش كس پيش سيد ، عليه السلام ، فرستادند كه جنگ كردن در ماه حرام در دين تو روا باشد ؟ حق تعالى خرسندى صحابه آيت فرستاد . قوله تعالى : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ - إلى قوله - أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ « 4 » . بعد از آن سيد ، عليه السلام ، خمسي كه أو را جدا كرده بودند ، برگرفت وباقي به ايشان داد . وآن دو أسير را بفروختند ، ويكى از ايشان ، نام وى حكم بن كيسان بود ، در اسلام به غايت بزرگ شد ودر واقعهء بئر معونه « 5 » شهيد گشت . وعبد اللّه به نزول آيت خرّم شد وگفت : يا رسول اللّه ، طمع مىدارم كه حق تعالى * اين قتال به غزو وى قبول كند وما را ثواب غازيان دهد . در حال اين « 6 » آيت آمد :

--> ( 1 ) . از سيره ، ص 529 ، نقل شد . ( 2 ) . أديم : چرم يا چرم سرخ يا چرم دباغت يافته ( منتهى ) ( 3 ) . در أصل : پوشيدن ( 4 ) . بقره 2 : 217 . ( 5 ) . حكايت واقعهء بئر معونه بعدا بيايد ( 6 ) . در أصل : در اين آيت ، وبر طبق سيره ، ص 534 ، اصلاح شد .